تبليغاتX
"پروانگی های یک پیله ی کوچک"

"پروانگی های یک پیله ی کوچک"

شعرهای پروانه عزیزی فرد

کرانه های کارون

تارنگار پروانگی های یک پیله ی کوچک

برای همیشه غیرفعال شد.

از دوستان خاهشمندم به

کرانه های کارون تشریف بیاورند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 21:3  توسط پروانه عزیزی فرد 

 

«بی تو باران منتشر شد»

نخستین مجموعه دوبیتی های پروانه عزیزی فر د با نام «بی تو باران» که حاوی پنجاه دوبیتی عاشقانه ، اجتماعی و آیینی می باشد توسط انتشارات شاملو (مشهد) به شمارگان ١٠٠٠ نسخه و قیمت ١٠٠٠ تومان به چاپ رسید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:41  توسط پروانه عزیزی فرد  | 

 

تارنگار دیگر من به نام کرانه های کارون با سه دوبیتی عاشقانه به روز شد           

http://kaaroon.persianblog.ir/

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 11:45  توسط پروانه عزیزی فرد 

 

نباشی تو بهاری نیست در کار

شکوه سبزه زاری نیست در کار

کنار رود کارون هم که باشم

بدون تو قراری نیست در کار

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 13:24  توسط پروانه عزیزی فرد  | 

اینجا روا و ناروا مثل همند

درود بر کسانی که دوستمان دارند و صد درود بر کسانی که ندارند.

پیام تبریک سال نو رو اصلا دوست ندارم بگم چون جدیدن مد شده از دوماه قبل همه تبریکاتشونو شروع میکنن که اصلا جالب نیست و دیگه نزدیک به این ایام هیچ حس و حال قشنگی رو در آدم ایجاد نمی کنه. یه دوبیتی میذارم برای کسانی که امید دارم اگه تا الان توی فکر تغییر و تحول نبودن ازین به بعد یه خونه تکونی اساسی توی جسم و روحشون انجام بدن.

به قدر زشتی پندار تو  من

تنفر دارم از کردار تو   من

پشیمانم چرا هرگز ندیدم

صداقت توی یک گفتار تو  من

 

اینم یه دوبیتی که کمی هم بوی عید میده

چقدر این روزها بازار عجیب است

خرید عید هم مردم فریب است

دوبیتی های من را میخری تو؟

چرا آقا نگاهت نانجیب است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 11:34  توسط پروانه عزیزی فرد  | 

 

۱

پری این سوی پهلویت نشسته

فرشته هم در آن سویت نشسته

نمی دانم چه هستی هر چه هستی

خدا  زانو  به  زانویت   نشسته

 

۲

دو فنجان عشق می ریزم بنوشی

که مثل چشمه ای در خود بجوشی

حریر ابر  می پیچم  به  دورت

به باران دکمه می دوزم  بپوشی

 ***

 بی تو باران

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 11:44  توسط پروانه عزیزی فرد  | 

 

تمام هستیم پیوست مرگ است

دل من ساکن بن بست مرگ است

مرابدجور کرده قفل اندوه

کلید خانه ام در دست مرگ است

 

***

 

(بی تو باران) منتشر می شود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 8:2  توسط پروانه عزیزی فرد  | 

(۱)

من و شعر و شراب چشمهایت

دوبیتی های ناب چشمهایت

شبی ای کاش می آمد دل من

سراسیمه به خواب چشمهایت

 

(۲)

دوباره برگ ریز خاطراتت 

من و یاد عزیز خاطراتت

تمام خانه هرجا می نشینم

پر است از خرده ریز خاطراتت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 13:2  توسط پروانه عزیزی فرد  | 

(۱)

مرا می کاشتی در چشمهایت

و می انباشتی در چشمهایت

پر از آهوست چشمان من ای کاش

پلنگی داشتی در چشمهایت

 

(۲)

منم من روح پروین در دوبیتی

تغزلهای سیمین در دوبیتی

فروغم با همان عصیان و شورش

زنم زن شور شیرین در دوبیتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 9:2  توسط پروانه عزیزی فرد  | 

۱

نه دل پا بسته ی چشم سیاهیست

نه در بند تماشای نگاهیست

شبیه چاههای نفت اهواز

دلم آتش گرفته دیرگاهیست

 

۲

نمی خواهم به دل مشکل بگیرم

و یا درکنج غم منزل بگیرم

پس از چشمان معصوم تو باید

درِ زیبایی ام را گل بگیرم

 

۳

تمام عمر قلبم زیر پا ماند

همه فریادهایش بی صدا ماند

نمی دانم به دست کیست حالا

النگویم که در خواب تو جا ماند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 12:29  توسط پروانه عزیزی فرد  |